شهریور ۱۱, ۱۴۰۴
در آستانه گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در ۶ سپتامبر ۲۰۲۵ در بروکسل، رژیم درمانده آخوندی در تدارک اعزام ۲ فقره مزدور و جاسوس آبرو باخته و پیشانی سیاه خود به بلژیک میباشد.
-->
افشای حقایق پنهان و پشتپرده حکومت آخوندی
ارگانهای سرکوب
سرکوبگران
نه به اعدام
شهریور ۱۱, ۱۴۰۴
در آستانه گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در ۶ سپتامبر ۲۰۲۵ در بروکسل، رژیم درمانده آخوندی در تدارک اعزام ۲ فقره مزدور و جاسوس آبرو باخته و پیشانی سیاه خود به بلژیک میباشد.
راه حل سوم: تغییر بهدست مردم و مقاومت ایران
نمایندگان و سناتورهای محترم!
از برگزاری این اجلاس و توجه شما به اوضاع فوقالعاده ایران تشکر میکنم.
چهار روز پیش در سپیدهدم یکشنبه ۵مرداد، استبداد دینی با اعدام دو مجاهد خلق، بهروز احسانی و مهدی حسنی به یک جنایت وحشیانه دست زد؛ جنایت ریختن خون فرزندان ایران به جرم آزادیخواهی، جنایت نقض ابتداییترین موازین دادرسی عادلانه، جنایت شکنجه و ارعاب و تهدید که از سه سال پیش نسبت به اعدامشدگان اعمال شد.
دژخیمان بارها، آنها را بر سر دو راهی گذاشتند: ندامت و حفظ جان یا اعدام و سربهدار شدن در صورت ایستادگی بر سر موضع، یعنی دفاع از آزادی مردم ایران و یک ایران آزاد. اما انتخاب آنها همان بود که ۳۰هزار زندانی سیاسی قتلعام شده در سال ۶۷ در پیش گرفتند. بهروز احسانی شجاعانه گفت: «من بر سر جانم با کسی چانه نمیزنم و آمادهام تا جانم را فدیه راه رهایی مردم ایران کنم».
و مهدی حسنی گفت: من هوادار سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران با افتخار اعلام میکنم که جان خود را در راه آزادی وطن و مردم شریف ایران تقدیم میکنم.
بله رژیمی که در سراشیب سرنگونی است، با این اعدامها به رو آوردن جوانان به مجاهدین واکنش نشان میدهد. قضاییه رژیم، جرم این دو قهرمان را «اجتماع و تبانی علیه امنیت» رژیم اعلام کرده است. اما اجتماع و اقدام برای برهم زدن امنیت نظام ولایت فقیه و قیام برای بهزیر کشیدن آن کاری است که عموم مردم ایران برای آن آمادهاند.
بله، اگر این جرم است، هر ایرانی به آن افتخار میکند.
روح حاکم بر مردم ایران، روح قیام و شورش است. حتی زندانها به مراکز مقاومت تبدیل شدهاند. پاسخ رژیم برای جلوگیری از قیام بعدی، موج دستگیریها، افزایش فشار علیه زندانیان سیاسی و احکام اعدام علیه مخالفین بهخصوص مجاهدین خلق است. سوال بزرگ این است که در نبرد سرنوشت مردم ایران با رژیم آخوندی، جامعه جهانی میخواهد کجا بایستد؟
بهعنوان مقاومتی که ۲۳سال پیش در مرداد سال ۱۳۸۱، نخستین افشاگر تأسیسات پنهانی آخوندها و سپاه پاسداران برای ساختن بمب اتمی بوده و بهعنوان مقاومتی که از ۴۳سال پیش، نخستین افشاگر صدور بنیادگرایی و ارتجاع تحت نام اسلام از جانب آخوندها بوده و نقشه آنها برای صدور انقلابشان به کشورهای خاورمیانه و رسیدن به مدیترانه را فاش کرده، میگویم در مدارکی که افشا کردیم، عیان شد که نقشه رژیم این بوده که پس از اشغال عراق باید از سوریه به سمت قدس رفت. همچنین باید بعد از کربلا برای رسیدن به مکه به عربستان سعودی رفت.
بله، مقاومت ما از سالها پیش هشدار داده که مماشات و سکوت و انفعال دولتها، برای فاجعه آفرینیهای ضدانسانی بیشتر به رژیم دست باز میدهد. باید برای نجات جان زندانیان سیاسی دست به اقدام فوری زد.
مماشات با این رژیم و سکوت و بیعملی و بهرسمیت نشناختن مقاومت عادلانه مردم ما، راه را بر جنگ و جنایت این رژیم در کشورهای منطقه و تروریسم در سراسر جهان، باز میکند. این همان خطای چهاردهه گذشته است که در نقطهیی به جنگ با این رژیم با قیمتی بسیار بیشتر، منجر میشود.
این خطا وقتی جدیتر میشود که بهیاد بیاوریم موقعیت ایران یکی از خطیرترین چالشهای جهان امروز است. از نظر تاریخی این رژیم در تمامیتاش در لبه پرتگاه سرنگونی است یک لحظه سرنوشتساز پدیدار شده که قادر است ایران و منطقه را دگرگون کند.
نمایندگان محترم!
من امروز به خانه دموکراسی ایتالیا آمدهام برای ارائه یک نقشه مسیر جامع. نقشه مسیری که متکی به انرژیها و تواناییهای جامعه بهپاخاسته ایران است و در جهت یک تغییر بزرگ برای بهزیر کشیدن استبداد دینی پیش میرود.
دستیابی به این هدف مبتنی بر راه حل سوم است: یعنی نه جنگ خارجی، نه دیکتاتوری دینی و مماشات با آن، بلکه تغییر رژیم بهدست مردم و مقاومت سازمانیافته ایران.
راه حل سوم پاسخ بن بست کنونی مساله ایران
دو راهی مماشات یا جنگ خارجی، نتیجه حذف مردم از معادله سرنوشت است. بهجای آن مردم ایران از میان خون و رنج بسیار، شاهراه پیروزی را گشودهاند که همانا راه حل سوم است. تکرار میکنیم که مردم و مقاومت ایران برای سرنگونی رژیم نه پول میخواهند نه سلاح. بلکه خواهان آنند که هیچکس در کنار این رژیم نایستد.
درستی و اصالت راه حل سوم در تحولات بزرگ اخیر محک خورده است. که میتوان آن را این چنین خلاصه کرد:
۱. راه حل سوم پاسخ بنبست جهانی در برابر استبداد مذهبی در این زمانه است. قطع کردن دست این رژیم از بمب اتمی و برچیدن بساط جنگافروزی آن، فقط یک راه دارد و آن بهزیر کشیدن رژیم توسط مردم و مقاومت ایران است. هر راهی غیر از این هم ننگ و هم جنگ را به جامعه جهانی تحمیل میکند.
مسأله ایران در تمامیت خود بهمراتب فراتر از برنامه اتمی این رژیم است. مسأله ایران در اصل، جنگ مردم و مقاومت ایران با استبداد دینی است.
۲. راه حل سوم متکی به قیام و مقاومت سازمانیافته فرزندان مردم ایران در کانونهای شورشی و ارتش بزرگ آزادی است و پاسخ نیروی اهریمنی سپاه پاسداران است.
۳. راه حل سوم چکیده خون و رنج مبارزه مردم ایران از مشروطه تا بهحال در برابر دو دیکتاتوری سلطنتی و دینی است. آنها که همواره در یک همدستی شوم علیه منافع مردم ایران بودهاند.
راهحل سوم صفحه تاریک شاه و شیخ را ورق میزند و جامعهیی بر اساس آزادی و دموکراسی بنا میکند.
۴. راه حل سوم تکامل مبارزه تاریخی مردم ایران برای استقلال و آزادی است. این راهحل سرشتی دموکراتیک دارد که قدرت را با روندی دموکراتیک به مردم ایران انتقال میدهد و یک دموکراسی پیشرفته را بنیان میگذارد.
این راهحل بهقول رهبر مقاومت ادامه و میراث تاریخی راهبرد مصدقی «موازنه منفی» است و اولویت آن با شکوفایی حاکمیت مردم و توسعه اقتصادی و اجتماعی دموکراتیک ایران است.
۱۳۰رشته افشاگری در باره بمب سازی اتمی رژیم
رژیم آخوندی همه روزه اصرار و تکرار میکند که از برنامه اتمی دست برنمیدارد.
این برنامه شوم برای ایران و مردم محروماش حاصلی نداشته الا دود شدن دو تریلیون دلار از ثروتشان، به نابودی کشاندن زیرساختهای کشور که حالا دیگر مردم آب و برق و گاز هم ندارند و درگیر کردن این کشور در جنگ.
بله، خامنهای به قیمت نابودی کشور میخواهد سرنگونی حتمی رژیماش را عقب بیندازد. اما همان مقاومتی که تا به حال با بیش از ۱۳۰ افشاگری، مانع برنامه بمبسازی اتمی رژیم شده، با تکیه بر قیام مردم، هم دست رژیم را از سلاح هستهیی قطع میکند و هم حاکمیت مردم را از اسارت ۴۶ ساله این رژیم، آزاد میکند.
پاسخ دو ادعای واهی
اکنون این رژیم و طرفهایی که بقای این رژیم را بر یک ایران دموکراتیک ترجیح میدهند، تلاش میکنند با دو ادعای واهی، با سرنگونی رژیم مقابله کنند:
اول این ادعا که مخالفان رژیم توان سرنگونی آن را ندارند.
دوم، میگویند سرنگونی رژیم در ایران هرج و مرج ایجاد میکند.
منکران توانایی مردم و مقاومت ایران بر جنبشی چشم میپوشند که بیش از ۴دهه است بیوقفه با رژیم حاکم در نبرد است. شبکهیی متشکل از کانونهای شورشی در سراسر کشور دارد که بهرغم حاکمیت یک اختناق وحشی، هیچگاه دست از فعالیت برنمیدارند. جنبشی که ولی فقیه و مقامهای ارشد رژیم بارها درباره نقش محوری آن در قیامها هشدار دادهاند.
اگر این رژیم یک مقاومت سراسری و آلترناتیوی توانمند و مصمم در برابر خود نداشت، هرگز مثل امروز به موقعیت سرنگونی سقوط نمیکرد.
در مورد ادعای هرج و مرج بعد از سرنگونی باید بگویم که:
اولاً، در این نظریه به تجربه کشورهایی نظیر عراق استناد میشود در حالیکه در آن نمونهها، یکی از عوامل آشوب و از همگسیختگی، دخالتها و جنایتهای رژیم حاکم بر ایران بود.
ثانیا، در ایران یک مقاومت سازمانیافته وجود دارد و تاکنون بیش از صدهزار تن از فرزندان مردم ایران در مبارزه برای آزادی جان فدا کردهاند.
این مبارزه، چنان پیوندهایی در درون جامعه ایجاد کرده که در اوج بحرانهای سیاسی نیز جایی برای تفرقه و کشمکش باقی نمیگذارد.
در قیامهای ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ همدلی و ازخودگذشتگیهایی که مردم نسبت به هم نشان میدادند از صحنههای انگیزاننده قیامها بود. در قیام ۱۴۰۱همه مردم ایران در کنار هم خواستار سرنگونی رژیم آخوندها بودند. و شعارهای «از کردستان تا تهران، یا از زاهدان تا تهران جانم فدای ایران» سر دادند.
وانگهی وجود یک جایگزین دموکراتیک تضمین استوار و محکمی برای عبور آرام کشور از تلاطمهای بعد از سرنگونی رژیم است.
این تضمین، شورای ملی مقاومت است که مهمترین رسالتش انتقال قدرت به مردم ایران است. همچنان که گفتهام هدف ما بهدست گرفتن قدرت به هر قیمت نیست، هدف ما تضمین آزادی، دموکراسی و انتخاب آزادانه مردم به هر قیمت است.
ـ شورا بهعنوان دیرپاترین ائتلاف سیاسی تاریخ معاصر با ۴۴سال سابقه از اعتبار و شناختهشدگی مکفی نزد جامعه ایران برخوردار است.
ـ به سازمانیافتهترین جنبش تاریخ معاصر ایران، یعنی سازمان مجاهدین با ۶۰سال سابقه مبارزاتی متکی است.
ـ نیروی پرشماری از متخصصان، صاحبنظران در داخل و خارج ایران در صفوف هواداران خود دارد که هم در مرحله انتقال قدرت و هم در مرحله توسعه دموکراتیک کشور نقش مؤثری ایفا میکنند.
قانونگذاران محترم، دوستان عزیز!
اکثریت اعضای مجلسین ایتالیا در بیانیههای جداگانه از برنامه دهمادهیی مقاومت ایران حمایت کردهاند که همچون ۴۰۰۰ قانونگذار دیگر در دو سوی آتلانتیک، بیانگر انتخاب آنان برای ایستادن در جهت درست تاریخ است.
باشد که ایتالیا با قرار گرفتن در کنار مردم و مقاومت سازمانیافته آنها و بهرسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم، آغازگر فراز تازهیی از دوستی تاریخی دو ملت باشد.
سخنرانی خانم مریم رجوی در پارلمان ایتالیا: راه حل سوم، تغییر به دست مردم و مقاومت ایران برگرفته از سایت مریم رجوی
https://www.blogger.com/blog/post/edit/8219751484079399746/2179921649545676823
آمده است تا به مبتذلترین صورت دوباره قدرتنمایی کند و باد و بلوف آخوندی
درباره غنیسازی و مؤسسات و شرکتهای « دانشبنیان» خود را از سر بگیرد.
صبح روز دوشنبه ۳۰ تیرماه، ۴۰مأمور امنیتی با خشونت و زور به خانه لیلا صارمی دختر مجاهد شهید علی صارمی در بروجرد یورش برده و او را دستگیر کرده و با خود بردند. مجاهد قهرمان علی صارمی که به مدت ۲۴سال در زندانهای دیکتاتوریهای شاه و شیخ به سربرده بود در ۷ دی ۱۳۸۸ روز بعد از قیام عاشورا بهدست دژخیمان در زندان اوین به دار آویخته شد.
همراه با درخواست مضحک پیدا کردن آمران و عاملان!روز جمعه ۲۷ تیر (۱۸ ژوئیه) بهمناسبت ۳۱مین سالگرد عملیات تروریستی رژیم آخوندی در مرکز آمیا در بوئنوس آیرس، مراسم یادبود قربانیان این حمله با حضور رئیسجمهور و مقامهای دیگر این کشور در پایتخت آرژانتین برگزار شد. روز ۷ تیر ۱۴۰۴ قاضی فدرال آرژانتین دانیل رافکاس به درخواست واحد دادستانی ویژهٔ بمبگذاری آمیا در یک حکم بیسابقه مقرر کرد ۷تن از سران و سرکردگان رژیم آخوندی و ۳مزدور حزباللهی آن بهصورت غیابی محاکمه شوند.
تیر ۲۶, ۱۴۰۴
از صبح با هزار و یک ترفند تهدید و تطمیع و قسمهای آنچنانی تلاش در انتقال این جانب داشتند. قدر مسلم اینکه، این شیوه کار (آدمربایی در زندان به اسم انتقال) به هیچوجه تنها معطوف به اینجانب نبود و نیست و اساساً برای کنترل، منزویسازی و بیصدا کردن زندانیان صورت میگیرد.
• مجلس نمایندگان بلژیک در نخستین ساعات بامداد جمعه ۲۷تیر قطعنامه تعیین سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی، درخواست آزادی فوری پروفسور احمدرضا جلالی و نگرانی از اعدام قریبالوقوع شماری از زندانیان سیاسی در ایران را تصویب کرد
1404/04/23
ولیعهد آخرین سلطنت که در انقلاب ۱۹۷۹ از حکومت رانده شد بر موج شوک بمباران سایتهای اتمی ایران سوار شده است
او در برابر رسانههای بینالمللی اعلام کرد :"آماده است رهبری گذار سیاسی" را برعهده گیرد!
او در شبکههای اجتماعی برای نوعی صندوق پستی آنلاین ویژهٔ استفادهٔ اعضای سرویسهای امنیتی جمهوری اسلامی که احیاناً قصد تغییر کمپ خود را داشته باشند تبلیغ کرد
تیر ۲۳, ۱۴۰۴
دژخیم موگویی مستندساز امنیتی و اطلاعاتی رژیم – ۱۸ تیر ۱۴۰۴:
من برادر بزرگم پاسدار بوده پاسدار بازنشسته ست برادر کوچیکمم روحانیه
۲۳ تیر ۱۴۰۴
۱۵۹نماینده پارلمان فرانسه از اقشار مختلف میگویند بیایید از مردم ایران در مبارزهشان برای آزادی حمایت کنیم
ما نمیتوانیم بایستیم و تماشا کنیم که این رژیم شهروندان خود و ما را گروگان میگیرد
تحت پوشش جاسوسی برای دشمن، دستگیریها و اعدامهای گسترده با این هدف صورت میگیرد که کسانی را که جرأت میکنند نظام موجود را به چالش بکشند، ساکت کند
رویترز – دادگاه ملی اسپانیا – ۱۸ تیر ۱۴۰۴
دادگاه ملی اسپانیا ۸ نفر را بهخاطر ترور پروفسور آلخو ویدال کوادراس در نوامبر ۲۰۲۳ محاکمه میکند
تحقیقات نشان میدهد جنایتکاران بهعنوان یک هشدار به این سیاستمدار حمله کردند تا اسپانیا و اتحادیه اروپا از اپوزیسیون ایران حمایت نکنند
اکسپرس لندن ۴ ژوئیه ۲۰۲۵
ایرانیها زندگیای کابوسگونه دارند و شایسته آزادیای هستند که ما در غرب از آن برخورداریم.
نوشته: پل بالدوین
برخی از منابع من که در تهیه این مقاله کمک کردند، اگر در ایران بودند، به دلیل لایحهی جدید «جاسوسی» که چند روز پیش با رأی یکدست در مجلس سلطه جو، تئوکراتیک و بیمارگونهی ایران – که بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است – به تصویب رسید، ممکن بود با حکم اعدام مواجه شوند. این قانون در پی جنگ کوچک اسرائیل تصویب شد.
سایت فاکس نیوز ۷/۴/۱۴۰۴
رئیس بدنام زندان ایران پس از هشدار مخفیانه، دقایقی پیش از حملات هوایی اسرائیل فرار کرد
28 ژوئن ۲۰۲۵
نویسنده: راشل ولف
فَرزادی توسط آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم شده است
اختصاصی – هدایتالله فرزادی، رئیس بدنام زندان مخوف اوین تهران، پس از تهدید به جانش و بهدنبال تماس ادعایی بین اسرائیل و پسر بزرگسالش، پیش از حملات اسرائیل از این مجموعه فرار کرد.
طبق گزارشها، مقامات اسرائیلی با امیر حسینی فرزادی تماس گرفتند و به او گفتند که اگر پدرش را متقاعد کند زندانیان سیاسی را آزاد کند، جانش در حمله قریبالوقوع حفظ خواهد شد.
________________________________________
برگزیدههایی از مصاحبه فاکس نیوز دیجیتال با مریم رجوی:
فاکس نیوز: رهبر مخالفان ایرانی چشمانداز تغییر رژیم را ترسیم میکند و آن را «اجتنابناپذیر» میداند
1404/04/06
«ما به مردم ایران یک آلترناتیو دموکراتیک و فراگیر ارائه میدهیم: جمهورییی مبتنی بر جدایی دین و دولت»
بث بیلی
با آغاز آتشبس تاریخی پرزیدنت ترامپ، آینده ایران و بحث درباره تغییر رژیم، صحنه رویارویی اصلیترین گروههای مخالف ایرانی شده تا مردم را قانع کنند که کدام یک شایستگی جانشینی آخوندها را دارند.
افشای طرح سری ساخت سلاح اتمی رژیم با اسم رمز «طرح کویر»
بهدستور خامنهای از سال۲۰۰۹
پروژه جدید ساخت سلاح اتمی رژیم با عنوان «طرح کویر»
جایگزین «طرح آماد» شده که رژیم آنرا تا سال ۲۰۰۳ دنبال میکرد
اسم رمز طرح مخفی رژیم: «طرح کویر»
آغاز بهکار: ۲۰۰۹
محل: منطقهٔ کویری در استان سمنان
هدف: پیشبرد پروژهٔ بمبسازی اتمی رژیم بهعنوان جایگزین «طرح آماد»
پوشش: ساخت موشکهای ماهوارهبر
افشای طرح رژیم برای پیشبرد ساخت سلاح اتمی
و جزییات پنهانسازی فعالیتهای مخفی این طرح
بر اساس اطلاعات سازمان مجاهدین خلق ایران از داخل کشور
کنفرانس مطبوعاتی
نمایندگی شورای ملی مقاومت در واشنگتن
سهشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
خرداد ۱۰, ۱۴۰۴تریش
درباره تروریسم و فعالیتهای رژیم برای دستیابی به بمب اتمی
در وین یکی از بزرگترین سفارتخانههای جمهوری اسلامی در اروپا قرار دارد
که افسران اطلاعاتی را با پوشش پستهای دیپلماتیک مخفی میکند
یک رایزن سوم سابق سفارت ایران در وین[اسدالله اسدی]
تحت پوشش دیپلماتیک برای وزارت اطلاعات فعالیت میکرد
او بهعنوان افسر و رئیس ایستگاه
شبکهیی از مأموران را در چندین کشور اروپایی کنترل میکرد
و طرحی برای یک توطئه تروریستی دولتی
علیه کنگره مخالفان ایرانی در حومه پاریس در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸
طراحی کرد که در نهایت خنثی شد
در دهه ۹۰سرویسهای اطلاعاتی ایران
چندین چهره مخالف را در اروپا در یک سری حملات بهقتل رساندند
بعدها، شبکههای جنایی بهطور فزایندهیی جایگزین سرویسهای ایرانی
در انجام حملات خشونتآمیز در خارج از کشور شدند
این جهتگیری استراتژیک جدید همچنان تشدید خواهد شد
اعضای باندهای خشونتآمیز بهعنوان بازیگران نیابتی فعالیت میکنند
افسران اطلاعاتی اغلب حملات را از خاک ایران ترتیب میدهند
و از این طریق از خطر دستگیری و محکومیت اجتناب میکنند
برنامه توسعه سلاحهای هستهیی ایران بهخوبی پیشرفت کرده است
زرادخانهیی از موشکهای بالستیک
آماده حمل کلاهکهای هستهیی در فواصل طولانی است
در حوزهٔ گسترش سلاحهای هستهیی
شواهدی از افزایش درخواستها از سوی ایران
برای فرصتهای شغلی در شرکتهای اتریشی
در صنایع فلزکاری و مهندسی برق وجود دارد
گزارش اداره حراست از قانون اساسی اتریش: تروریسم و تلاشهای هستهیی رژیم ایران
سرویسهای اطلاعاتی ایران در اتریش تلاش میکنند تا رژیم را از تهدیدات احتمالی محافظت کنند. آنها صداهای منتقد از مخالفان، رسانهها، سازمانهای حقوق بشری یا اقلیتها را شناسایی و بر آن نظارت میکنند و به دنبال راههایی برای سرکوب یا خاموش کردن آنها هستند.
در وین، یکی از بزرگترین سفارتخانههای جمهوری اسلامی در اروپا قرار دارد که افسران اطلاعاتی را با پوشش پستهای دیپلماتیک مخفی میکند. مصونیت دیپلماتیک به عنوان سپری در برابر پیگرد قانونی عمل میکندوظایف دیپلماتیک، فعالیتهای اطلاعاتی را به طور قابل توجهی آسان میکنند، همانطور که وقایع مستند درباره یک رایزن سوم سابق سفارت ایران در وین نشان میدهد که تحت پوشش دیپلماتیک برای وزارت اطلاعات فعالیت میکرد. او به عنوان افسر و رئیس ایستگاه، شبکهای از مأموران را در چندین کشور اروپایی کنترل میکرد و طرحی برای یک توطئه تروریستی دولتی علیه کنگره مخالفان ایرانی در حومه پاریس در تاریخ ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ طراحی کرد که در نهایت خنثی شد. این وقایع اهمیت سفارت ایران در وین به عنوان مرکز فعالیتهای اطلاعاتی ایران در اروپا و ابعاد تهدید ناشی از سرویسهای اطلاعاتی ایران را برجسته میکند.
جمهوری اسلامی ایران در اروپا چندین مرکز اسلامی شیعی دارد، از جمله در وین، لندن، پاریس، استکهلم، کپنهاگ و سارایوو. این مراکز به عنوان ابزاری برای قدرت نرم در خدمت دستگاه قدرت جمهوری اسلامی ایران عمل میکنند تا تحت پوشش مذهبی و فرهنگی، نظام حکومتی دیکتاتوریمحور را توجیه کنند
اعمال مشروع مذهبی به این ترتیب مورد سوءاستفاده قرار گرفته و توسط دولت به عنوان ابزار استفاده میشود تا پایهای ایدئولوژیک برای پیشبرد اهداف ایران فراهم کند
در طول ۴۵ سال گذشته از آغاز انقلاب اسلامی، سرویسهای اطلاعاتی ایران یا نیروهای نیابتی منصوب آنها، افرادی را در سراسر جهان که تهدیدی برای سیستم قدرت ایران تلقی میشدند یا هدف حملات تلافیجویانه قرار میگرفتند، تحت نظر، تهدید، آدمربایی، مجروح کرده و کشتهاند. بسیاری از این حملات در قلب اروپا رخ داده است،
گزارش اداره حراست از قانون اساسی اتریش زیر عنوان بازیگران نیابتی در شبکه اطلاعاتی ایران درباره تروریسم رژیم در اروپا و تغییر شیوه رژیم مینویسد:
از آغاز انقلاب تا دهه ۱۹۹۰، سرویسهای اطلاعاتی ایران چندین چهره مخالف را در اروپا در یک سری حملات به قتل رساندند. در این فرآیند، قاتلانی که با سرویسهای اطلاعاتی ارتباط داشتند دستگیر و متهم شدند. بنابراین ارتباط مستقیم با جمهوری اسلامی ایران به عنوان موکل غیرقابل انکار بود.
بعدها، شبکههای جنایی به طور فزایندهای جایگزین سرویسهای ایرانی در انجام حملات خشونتآمیز در خارج از کشور شدند. میتوان فرض کرد که این جهتگیری استراتژیک جدید همچنان تشدید خواهد شد.
گروههای جرایم سازمانیافته، کارتلهای مواد مخدر، شبهنظامیان طرفدار ایران، سازمانهای تروریستی و همچنین مجرمان فردی و اعضای باندهای خشونتآمیز، به عنوان بازیگران نیابتی فعالیت میکنند.
افسران اطلاعاتی اغلب حملات را از خاک ایران ترتیب میدهند و از این طریق از خطر دستگیری و محکومیت اجتناب میکنند. علاوه بر این، بسیاری از عاملان نیابتی هیچ ارتباط مستقیمی با سرویسهای اطلاعاتی ایران ندارند زیرا واسطهها در این امر دخیل هستند. این امر به رژیم ایران اجازه میدهد تا دخالت خود در اعمال خشونتآمیز را پنهان یا انکار کند.
علاوه بر مجرمان، نهادهای غیرنظامی به ظاهر بیضرر مانند دفاتر هواپیمایی، باشگاهها، آژانسهای مطبوعاتی، شعب شرکتها، بانکها یا حتی مراکز فرهنگی نیز وظایف مخفی یا مرتبط با اطلاعات مانند جمعآوری اطلاعات و اعمال نفوذ در راستای ایدئولوژی دولتی جمهوری اسلامی ایران را بر عهده میگیرند.
بنابراین، احتمال دارد که در این شرایط پرتنش، حاکمان ایران به طور فزایندهای به شیوهای که نیازی به رویارویی مستقیم با دشمنان قدرتمند ندارد، پاسخ دهند. از زمان آغاز به کار جمهوری اسلامی، حملات به عنوان ابزاری مؤثر برای ایجاد عدم اطمینان، نمایش قدرت و انتقامجویی، به ویژه در اروپا، در خدمت آن بودهاند. از بیش از ۲۰۰ حمله فیزیکی مستند شده که از سال ۱۹۷۹ به ایران نسبت داده شده است، کمی بیش از ۱۰۰ مورد در کشورهای اروپایی رخ داده است. تقریباً نیمی از این حملات را میتوان به دوره بین ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ نسبت داد. بنابراین، گسترش این تاکتیک مشهود است.
گزارش اداره حراست از قانون اساسی اتریش در ادامه به تلاشهای رژیم برای گسترش برنامه هستهای خود میپرادزد و میافزاید:
جمهوری اسلامی، در تلاش برای تجدید تسلیحات جامع است. سلاحهای هستهای برای غیرقابل نفوذ کردن رژیم و گسترش و تثبیت سلطه آن در خاورمیانه و فراتر از آن در نظر گرفته شدهاند. برنامه توسعه سلاحهای هستهای ایران به خوبی پیشرفت کرده است. زرادخانهای از موشکهای بالستیک آماده حمل کلاهکهای هستهای در فواصل طولانی است.
تمام تلاشها برای جلوگیری از تجدید تسلیحات ایران از طریق تحریمها و توافقات تاکنون بیاثر بودهاند. و رژیم ایران سلاح و سیستمهای تحویل سلاح را در مقیاس وسیع تولید میکند
سرویسهای اطلاعاتی ایران وظیفه توسعه و اجرای ساختارهای دور زدن تحریمها برای تهیه تجهیزات نظامی، فناوریهای مرتبط با گسترش سلاحهای هستهای و مواد لازم برای سلاحهای کشتار جمعی را بر عهده دارند. آنها برای این منظور از شرکتها و شبکههای پوششی در داخل و خارج از رژیم ایران در خدمت اهداف گسترش سلاحهای هستهای. استفاده میکنند.
بنابراین به دستور رژیم ایران، سرویسهای آن در حال تهیه فناوریها و مواد – از جمله کالاهای دو منظوره – و همچنین تخصص در ساخت سلاحهای کشتار جمعی و سیستمهای پرتاب آنها برای حمایت از جاهطلبیهای جمهوری اسلامی هستند.
در حوزه گسترش سلاحهای هستهای، شواهدی از افزایش درخواستها از سوی ایران برای فرصتهای شغلی در شرکتهای اتریشی در صنایع فلزکاری و مهندسی برق وجود دارد. ظاهراً این امر با هدف دستیابی به دانش حساس برای برنامههای تسلیحاتی ایران انجام میشود…
یوآرال از سایت ایران افشاگر
https://iran-efshagari.com/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%b4/
خرداد ۸, ۱۴۰۴
بر اساس اطلاعات منتشرشده در وبسایت رسمی اداره تحقیقات فدرال آمریکا (اف بی آی)، سید یحیی حسینی پنجکی، که با نام مستعار «سید یحیی حمیدی» نیز شناخته میشود، از مأموران ارشد وزارت اطلاعات رژیم آخوندی (MOIS) و رئیس اداره امنیت داخلی این نهاد سرکوبگر است. او همچنین بهعنوان معاون وزیر اطلاعات در امور مربوط به اسرائیل فعالیت میکند.
۱۴۰۴/۳/۱
رضا ولیزاده، خبرنگار سابق رادیو فردا در پیامی ارسالی از زندان که در اختیار دویچهوله فارسی قرار گرفت گفت، سازمان اطلاعات سپاه از او خواسته روزنامهنگاران خارج از کشور را فریب دهد و به ایران بکشاند اما او همکاری نکرد.
رضا ولیزاده، خبرنگار ایرانی-آمریکایی به اتهام فعالیت روزنامهنگاری در خارج از کشور به ۱۰ سال زندان محکوم شده است.
اردیبهشت ۲۴, ۱۴۰۴
محاکمه غیابی مجاهدین بهخاطر شورش و جنگ (بغی و محاربه) با رژیم
۳۷سال پس از حکم خمینی به اعدام همه مجاهدین سر موضع در سال ۲۰۲۳ رژیم ایران دادگاههای نمایشی غیابی برای سازمان مجاهدین و ۱۰۴ عضو مقاومت آغاز کرد که عمدتاً در اروپا از جمله در فرانسه و آلبانی هستند تا توطئههای تروریستی علیه آنها را توجیه کند و به هدف قرار دادن مخالفان در خارج کشور ادامه دهد
چنته خالی و دعاوی مضحک در سیرک قضاییه جلادان
قاضی آخوندک: بیگناهی محض از اساسیترین اصول تمایز قربانیان اقدامات تروریستی با سایر قربانیان است.
سخنگوی مجاهدین: یک بیگناه محض اسمش دادستان لاجوردی و دیگری کچویی بود که حتی اسم دخترانی را که در شبانگاه ۳۰ خرداد اعدام کردند نمیدانستند
مضحکه آخوندک بیسواد درباره کنوانسیونها و حقوق بینالملل
قاضی آخوندک : دولت فرانسه طبق مقررات بینالمللی اجازه میزبانی از متهمان پرونده منافقین را ندارد
سخنگوی مجاهدین: به زبان سادهتر یعنی به رژیم تحویلشان بدهید تا سربدار کند
غلطهای اضافی آخوندک:
کشورهای عضو کنوانسیونها اجازه میزبانی از متهمان و حتی در برخی موارد مظنونان اقدامات تروریستی را ندارد
سخنگوی مجاهدین: راست میگوید چون جای همه تروریستها و مظنونان در خدمت خلیفه است!
قاضی آخوندک:
امروز متهم ردیف اول این پرونده، شخصیت سازمان مجاهدین خلق و ۱۰۴ متهم دیگر از جمله مسعود رجوی، مریم رجوی، افشین علوی و بسیاری از متهمین دیگر با اساسیترین اتهامات اقدامات تروریستی برابر آیین دادرسی کیفری در دادسرای عمومی و انقلاب تهران مواجه بوده و پرونده آن در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران در حال رسیدگی است
سخنگوی مجاهدین: غصه نخورید پرونده شما هم در دادگاه خلق در دست رسیدگی است!
قاضی آخوندک: اینجانب به دولت و مقامات قضایی فرانسه و اتحادیه اروپا ماده ۱۱ کنوانسیون مبارزه با بمبگذاری تروریستی
مصوب سازمان ملل را متذکر میشوم و به متهمین پرونده اعلام میکنم که این دادگاه با تمام توان و اقتدار قانونی خود برای استرداد و محاکمه متهمان برابر قانون اقدام خواهد کرد
سخنگوی مجاهدین: توان و اقتدار قانونی پیشکش، عمامهات را بچسب آبدارچی نبرد!
قاضی آخوندک: برابر با لایحهیی که در جلسات قبل دریافت شده بیش از ۲۰۰ نفر دیگر از خانواده شکات به شاکیان افزوده شدند
ملت ایران بهعنوان قربانیان تروریسم شکایت خود را علیه تمام دولتهایی که میزبانی از متهمین را بر خلاف قوانین بینالمللی انجام دهند پیگیری خواهد کرد
سخنگوی مجاهدین: در هر جلسه دادگاه ۲۰۰ نفر شاکی اضافه میکنی! وانگهی در قضاییه جلادان چیزی به نام ملت ایران نداشتیم
اگر راست میگویی یک رفراندم برای این ملت شاکی ترتیب بدهید و بپرسید: آیا ملت ایران موافق هستند آخوندها گورشان را گم کنند یا خیر؟
قاضی آخوندک: کشورهای اروپایی یا دولت فرانسه نباید مانع حضور متهمین در دادگاه شوند ممانعت از حضور متهمین در دادگاه به نوعی مقابله با صلح بینالمللی است ما آیین دادرسی متفاوتی در رسیدگی به اقدامات تروریستی برای متهمین نداریم
سخنگوی مجاهدین: عاشقان ولایت اکنون به عاشقان صلح بینالمللی تبدیل شدهاند و حرف بیرودربایستی آنها این است که بگذارید مأموران پیشانی سیاه اطلاعات از کشورهای گوناگون برای شکایت علیه مجاهدین به این دادگاه بیایند و بعد هم برگردند و ادامه کار بدهند و مانع آنها نشوید!
قاضی آخوندک: دولت فرانسه و اتحادیه اروپا امروز مکلف هستند که متهمان تروریستی را به این دادگاه مسترد کنند متهمان پرونده از قبیل مسعود رجوی، مریم رجوی، ابریشمچی و سایر متهمان بدانند این دادگاه برای کشف حقیقت و عدالت متهمان را به کشور مسترد خواهد کرد
سخنگوی مجاهدین: بیش از ۲دهه مسعود رجوی از خامنهای خواسته است که با او در یک دادگاه بینالمللی شرکت کند. قضاییه جلادان در بنبست مطلق، بهدنبال راه فرار است
قاضی آخوندک: به میزبانان متهمین که برخلاف قوانین کشورهای خود عمل میکنند یادآور میشوم ملت ایران علیه مسئولان اجرایی و قضایی فرانسه که برخلاف قوانین کشورهای خود از این متهمان میزبانی میکنند اقامه شکایت خواهد کرد.
(خبرگزاری میزان رژیم: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴)
1404/02/28
پلیس انگلستان
به گزارش اسکای نیوز، پلیس انگلستان روز شنبه ۲۶ اردیبهشت اعلام کرد پس از یک تحقیق گسترده ضدتروریسم، ۳مرد ایرانی مرتبط با رژیم ایران را به ارتکاب جرایمی تحت قانون امنیت ملی متهم کرده است.
اردیبهشت ۲۱, ۱۴۰۴
در شرایطی که هر روز شاهد برملا شدن طرح و توطئههای تروریستی رژیم در کشورهای مختلف هستیم و خبر دستگیری تروریستهای رژیم در هلند، فرانسه، سوئد، آلمان و… ماهیت شیطانی آنرا بیش از پیش برملا کرده است، یکی از نمایندگان اصطبل ولایت بهنام علیاصغر نخعیراد، دست به دامن عراقچی شده که در جریان مذاکرات از آمریکا بخواهید مجاهدین را دوباره در لیست تروریستی!! بگذارد.
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
فراخوان بهآزادی سسیل کولر و ژاک پاریس در سومین سالگرد دستگیری آنها توسط رژیم
سخنرانی اولویه گروندوگروگان سابق فرانسوی در تظاهرات پاریس حکومت ایران میخواهد مسألهٔ گروگانها دغدغهٔ دیپلماتیک دولت فرانسه باشد و بیتفاوتی هموطنانشان را برانگیزد
گرفتن یه بیگناه برای فشار آوردن روی دولتش کار درستی نیست. دروغگفتن و تهدید کردن و کتکزدن زندانی کار درستی نیست. میگویید در ۲۰۹ شکنجه نیست؟
من بودم، دیدم و تجربهاش کردم. چطور میگویید (شکنجه) نداریم؟ خجالت نمیکشی؟ باید خجالت بکشید. دیگر نگران نباشید از این بهبعد ما هستیم
04 مه 2025
مقامات نگران بودند که حمله به «مکانهای خاص» قریبالوقوع باشد، زیرا هفت نفر دستگیر شدند
سردبیر دفاعی
به گزارش تلگراف، یک حمله تروریستی مشکوک به ایران چند ساعت تا شروع در خاک بریتانیا فاصله داشت.
اردیبهشت ۱۶, ۱۴۰۴
ظهر سهشنبه ۱۶ اردیبهشت زندانی سیاسی ۷۰ ساله میریوسف یونسی با جبر و زور به بند زندانیان جرایم اجتماعی منتقل شد
اردیبهشت ۱۳, ۱۴۰۴
اشتراک کنیدپست کنیدمشترک کنیدمشترک کنیدمشترک کنیدارسال کنید
انفجار عظیم اسکلهی بندرعباس همه را در شوک فرو برد؛ فاجعهای ملی که رژیم همچنان میکوشد ابعاد گستردهی تلفات انسانی و خسارتهای ویرانگر اقتصادیاش را پنهان نگه دارد.
۲۳ فروردین ۱۴۰۴
احمد زیدآبادی و مهدی نصیری دو تن از عناصر ریزشی آخوندها در برنامه تقاطع جمهوری که در استودیو پات برگزار شد، با موضوع «دوگانه اصلاح یا انقلاب؟!» به مناظره پرداختند.
ردپای رژیم ایران در تلاش برای ترور مخالفان در اروپا با کمک شبکههای جنایی
آژانس اطلاعاتی هلند ۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
خبرگزاری رویترز نوشت: این احضار روز پنجشنبه و پس از آن صورت گرفت که آژانس اطلاعاتی هلند اعلام کرد تهران مظنون به دست داشتن در دو تلاش برای ترور در اروپا است. این آژانس میگوید: تلاش برای ترور با روش عملیاتی رژیم ایران که سالهاست به کار میبرد، همخوانی دارد یعنی استفاده از شبکههای جنایی در اروپا برای ساکت کردن مخالفان
نویسنده: هالی مککی
پاریس، فرانسه – عزیز رضایی، فعال ضد نظام ایران، با گذشت پنجاه سال، هنوز آثار شکنجه را بر کف پاهای نحیف خود دارد. با این حال، سالها آزار و اذیت و حبس سیاسی این بانوی ۹۶ ساله، نه از مشت آهنین آخوندها، بلکه از سلف آنها، محمدرضا شاه پهلوی، ناشی میشود و روی دیگر دورانی تاریک و پنهان از یک دوره تاریخی ایران را آشکار میکند که اغلب به عنوان سنگر آزادی و پیشرفت، به صورت رومانتیک به تصویر کشیده میشود.
آیت الله بی.بی.سی برای دومین بار در یک هفته
اسفند ۲۶, ۱۴۰۳
خدمت مسئولین محترم سایت ایران افشاگر
خواهشمندم برای آرامش وجدان و کم کردن از بار خیانتی که علیه مردم و میهنم با توطئه و فریب در آن افتادم نامه ضمیمه را برای دبیرکل سازمان ملل و سازمانهای بینالمللی و مقامات آلبانی ارسال کرده ام شما نیز منتشر کنید! این برای اطلاع هموطنان و مخصوصاً انتقال تجربه به جوانهایی است که تجربه این رژیم و اطلاعات و عوامل آنرا ندارند.
از شما سپاسگزارم
عبدالرحمان محمدیان
۶ -۰۳- ۲۰۲۵
* * *
دبیرکل محترم سازمان ملل متحد؛ عالیجناب آنتونیو گوترز
من «عبدالرحمان محمدیان»، متولد ۸ ژوئیه ۱۹۵۹«۶۶» ساله، در اوایل سال ۱۹۸۱ (۱۳۶۰ شمسی) در حالیکه سرباز بودم در جبهه جنگ ایران و عراق، توسط نیروهای عراقی اسیر و تا پایان جنگ در اردوگاههای مختلف عراق اسیر جنگی بودم. در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۹ (۲۴ خرداد ۱۳۶۸) پس آزادی اسرا، من از رفتن به ایران خودداری کرده و داوطلبانه به سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق پیوستم. در این مدت در اشرف و بعد لیبرتی بودم.
در سال ۲۰۱۶ (سال ۱۳۹۵ شمسی) سازمان مجاهدین مرا به آلبانی منتقل کرد. در همان سال سازمان مجاهدین به من که نمیخواستم به مبارزه ادامه بدهم، کمک کرد تا به زندگی شخصی خود در تیرانا بپردازم و به درخواست من تا پایان سال ۲۰۱۷ (سال ۱۳۹۶ ) به من کمک مالی میکرد.
در سال ۲۰۱۸ (سال ۱۳۹۷ ) من تحت پوشش کمیساریای عالی پناهندگان قرار گرفتم و سازمانی بنام«رمسا» که به کمیساریا وابسته بود به من کمک مالی کمی میکرد. خانوادهام نیز به من کمک میکرد تا زندگیام را در آلبانی اداره کنم.
در ژوئن و اوت ۲۰۱۸ دو تلاش ناموفق برای خروج از آلبانی از طریق یونان و کرواسی داشتم که دستگیر و به آلبانی بازگردانده شدم. بعد از بازگشت و مراجعه به «رمسا» به من گفته شد از این به بعد مشمول کمکهای ما نخواهید شد. به وزارت کشور و اداره مهاجرت آلبانی هم مراجعه کردم که به جایی نرسید.
در نوامبر ۲۰۱۸ من از طریق «احسان بیدی و حسن حیرانی» که بعداً فهمیدم فعالانه برای رژیم ایران مزدوری میکنند خواستار دیدار با سفارت رژیم (ایران) شدم تا ترتیبات بازگشت مرا به ایران بدهند، اما گفته شد نیازی به آمدن به سفارت نیست و همین دو نفر اقداماتی که باید بکنی را به تو میگویند. آنها از من خواستند طبق متنی که سفارت مشخص کرده بود یک برگ اعلام جدایی رسمی از سازمان مجاهدین خلق بنویسم. من این برگه را نوشته و تحویل دادم. این برگه برخلاف تمایلم در ۴ ژانویه ۲۰۱۹ (دی ۱۳۹۸ شمسی) در سایتهای وزارت اطلاعات منتشر شد.
در فوریه ۲۰۱۹ حسن حیرانی به من گفت سفارت گفته است از طریق همین نفرات (احسان بیدی و حسن حیرانی) با ما ارتباطات را حفظ کن و کارهایی که به تو محول میکنیم را اجرا کن.
برای اولین بار حسن حیرانی به من ۳۰۰ یورو پرداخت کرد. تا مدتی همین مقدار را میدادند و بعدها این مبلغ ماهانه ۵۰۰ یورو شد. از آن تاریخ به بعد من با افرادی همکار شدم که با سفارت و وزارت اطلاعات رژیم آخوندی ارتباط داشتند و برای لجنپراکنی و تبلیغات بر علیه مجاهدین حقوق میگرفتند. ذیلا به ذکر برخی از اقداماتی که این افراد برای ناامن کردن آلبانی برای مجاهدین و شیطانسازی علیه مجاهدین انجام میدادند و من هم از ژانویه ۲۰۱۹ تا زمان خروج از آلبانی در ژوئن ۲۰۲۳ (خرداد ۱۴۰۲ شمسی) در بطن آن بودم.
من در ادامه یک روند و کشاکش درونی تصمیم گرفتم از حقیقت و شرف انسانی خودم دفاع کنم و تجربه تلخ و مشاهدات خودم را به اطلاع شما برسانم و خواستار محکوم کردن عملکردهای رژیم ایران و سفارت آنکه نقض وخیم حقوقبشر و حقوق پناهندگان است، بشوم. سرگذشت من نمونهیی است که چگونه رژیم ایران تلاش میکند با کمک مزدورانش علیه پناهندگان عضو سازمان مجاهدین توطئههای تروریستی نموده و بهلحاظ سیاسی شیطانسازی کند و جنایات خود را پشت این دروغها بپوشاند. من مسئولیت تمامی گفتههایم رامی پذیرم و آماده شرکت در هر دادگاه بیطرف و ارائه سند و مدرک هستم.
۱-سفارت با سوءاستفاده از تمایل من که میخواستم آخر عمری مادرم را در ایران ببینم گام به گام، عواطف مرا به گروگان میگرفتند. در ابتدای کار میگفتند هیچ مانعی برای بازگشت وجود ندارد اما تا طی مراحل کنسولی و کسب اجازه از ایران شما علیه مجاهدین فعالیت کنید. در این مدت کار ما لجنپراکنی علیه مجاهدین بود. در این چند سال هر ساعت و هر روز بهدلیل دروغهایی که علیه مجاهدین تولید میکردیم، عذاب وجدان داشتم.
۲. از فوریه ۲۰۱۹ که در شبکه مزدوران وزارت اطلاعات و سفارت رژیم قرار گرفتم شاهد بودم برخی از افراد این شبکه به جاسوسی و تعقیب و مراقبت ترددات مجاهدین میپردازند. سفارت رژیم به آنها میگفت برای اینکه مزدوریشان فاش نشود هم از«رمسا» پول بگیرند و هم با مجاهدین رابطه برقرار کرده و از آنها پول بگیرند و رابطه خودشان را با سفارت و مستمری گرفتن از رژیم را مخفی نگهدارند. بعد از آشکار شدن رابطه این افراد با سفارت و وزارت اطلاعات ایران، سازمان مجاهدین با این افراد قطع رابطه کرده و آنها از این پس علناً بر علیه سازمان مجاهدین شروع به دروغگویی و شیطانسازی کردند. افرادی مثل مصطفی بهشتی (میلاد)، مهدی سلیمانی، رضا مزگی نژاد، ابراهیم مرادی و خلیل انصاریان از این قماش بودند.
۳-سفارت در تیرانا به مزدوران دستور داده بود هر کدام در ماه حداقل ۴ مطلب علیه مجاهدین تولید کنند. من شاهد بودم غلامرضا شکری؛ مالک بیت مشعل و رضا اسلامی چهار مطلب را مینوشتند. بعدها چون دروغها تکراری شده و به ضد خودش تبدیل شده بود به ۲ مطلب در ماه تقلیل پیدا کرد. در برخی موارد مطالب آماده شده به مزدوران میدادند تا به اسم خودشان منتشر کنند. رژیم برای انتشار مطالب تولید شده، مزدوران خود در کشورهای اروپایی از جمله محمد کرمی در فرانسه، مسعود خدابنده در انگلستان و «پارسا سربی» گرداننده تلویزیون MardomTV. com در آمریکا را به کار میگرفت. سایتهای پوششی وزارت اطلاعات مانند «کانون آوا» که فردی بهنام « علیاکبر راستگو» آنرا اداره میکند و سایت « نجات یافتگان» که «احسان بیدی» آنرا اداره میکرد، این مطالب را منتشر میکرد.
در ابتدا احسان بیدی از طرف سفارت نوشتن مقالات را پیگیری و جمعآوری میکرد. او در اکتبر ۲۰۲۰ (مهر سال ۱۳۹۹ شمسی) توسط پلیس آلبانی دستگیر شد. پس از آن این کار توسط «حسن حیرانی» انجام میگرفت.
۴-در مارس ۲۰۱۸ طرح تروریستی نیروی قدس سپاه پاسداران علیه گردهمایی نوروزی مجاهدین در تیرانا توسط پلیس آلبانی خنثی شد. بهدنبال آن دولت آلبانی در دسامبر ۲۰۱۸ غلامحسین محمدنیا سفیر ایران و یک دیپلمات دیگر را اخراج کرد و از آن پس تردد نفرات شبکه از جمله احسان بیدی و حسن حیرانی و. . . به سفارت مشکل شده بود.
در ژانویه ۲۰۲۰ (دی سال ۱۳۹۹ شمسی) دولت آلبانی دو دیپلمات دیگر رژیم را اخراج کرد. نفر رابط سفارت که ما فقط به اسم «حاجی یا حاج محمد» میشناختیم نیز اخراج شده بود و نفر دیگری بهنام «قنواتی» که بهعنوان کاردار سفارت کار میکرد و دستورالعملهای علیه مجاهدین را مشخص میکرد، نیز به ایران رفته بود.
در سپتامبر ۲۰۲۱ (شهریور سال ۱۴۰۰) سفارت توسط دولت آلبانی بسته شد. تعطیلی سفارت بهم ریختگی در شبکه جاسوسی را بهدنبال داشت. یک طرح جایگزین، تأسیس انجمن غیردولتی توسط همین مزدوران بود.
۵-مزدور حسن حیرانی با گرفتن پول مکفی از سفارت در اکتبر ۲۰۱۹ یک کافه بهنام «کافه فرانک» که جنبه پوششی برای تجمع افراد وابسته به سفارت بود را کرایه و به اسم یک نفر آلبانیایی بهنام «داشمیر مرسولی» راهاندازی کرد. این محل اصلی تجمع شبکه مرتبط با وزارت اطلاعات رژیم برای توطئههای جاسوسی و تروریستی علیه اشرف۳ و مجاهدین مستقر در تیرانا شد. بعد از بستهشدن سفارت، «حسن حیرانی » که رابط شبکه مزدوران با وزارت اطلاعات بود مأمور شد علاوه بر پاتوق کافه فرانک، انجمن پوششی بهنام «انجمن آسیلا» را دایر کند. حسن حیرانی، آسیلا را با کمک «داشمیر مرسولی» ثبت و راهاندازی کرد. برای انجمن یک ساختمان سه طبقه با قرارداد چند ساله و کرایه ماهانه ۲۰۰۰ یورو اجاره کرده بودند. مراسمی بهمناسبت تأسیس انجمن آسیلا در تاریخ ۳۰ نوامبر ۲۰۲۱ (۱۰ آذر سال ۱۴۰۰) در این ساختمان برگزار گردید که سایتهای وزارت اطلاعات در ایران به آن انعکاس وسیعی دادند. بهدستور وزارت اطلاعات، کافه فرانک به طبقه اول این ساختمان منتقل گردید تا پوش ترددات به آن عادی باشد.
۶-گردانندگان انجمن آسیلا از جمله حسن حیرانی، با نفرات وزارت اطلاعات مثل ثریا عبدالهی در ایران؛ ابراهیم خدابنده در تهران و مسعود خدابنده در انگلیس ارتباطات روزانه و مستمر داشتند. حسن حیرانی عموماً از تلفن زاپاس برای تماسهای خود با وزارت اطلاعات استفاده میکرد. او از عوامل وزارت اطلاعات در کشورهای اروپایی نیز میخواست به آلبانی بیایند و علیه مجاهدین شیطانسازی کنند. از جمله با زنی بهنام «بتول سلطانی» همآهنگ کرده بود که به آلبانی بیاید که پلیس آلبانی در تاریخ ۳۱ ژولای ۲۰۲۲ (۱۰ مرداد سال ۱۴۰۱) از ورود او به آلبانی جلوگیری و از فرودگاه تیرانا او را به آلمان برگرداند.
۷-بعد از ثبت «انجمن آسیلا» مدتی من (عبدالرحمان محمدیان) گردآورنده مقالات و نوشتههای بقیه نفرات بودم. برای اینکار با عامل وزارت اطلاعات در آلمان بهنام «علیاکبر راستگو» در ارتباط بودم و مطالب را از بقیه نفرات روی واتساب دریافت و بعد از تصحیحات برای «علیاکبر راستگو» نیز ارسال میکردم. بعداً به من گفته شد این مطالب را از طریق ایمیل برایش بفرستم و او هم آنها را به فردی به نام «محمدحسین سبحانی» در آلمان میداد تا در سایت «نجات یافتگان» و «کانون آوا» منتشر کنند. همان مطالب، همزمان بهصورت زنجیرهای در سایتهای دیگر مثل «ایران اینترلینگ در انگلستان» و «سایت فراق وزارت اطلاعات در ایران» و «سایت انجمن نجات در ایران» و. . باز نشر میشدند.
۸-در ماههای اول ۲۰۲۲ تولید و انتشار مطالب علیه مجاهدین از رونق افتاد. «حاج محمد» که قبلاً نفر اطلاعات در سفارت رژیم بود از ایران پیام میفرستاد نفرات شبکه بایستی بیشتر کار کنند و مطلب بنویسند. نفرات شبکه نیز در پاسخ حاجی محمد میگفتند هر چه (دروغ و لجنپراکنی) میتوانستیم را گفتیم و نوشتیم، دیگر چیزی برای گفتن نداریم.
۹-در مارس ۲۰۲۲ (اسفند سال ۱۴۰۱) یک نفر از مأموران اطلاعات بهنام «یوسف لاسکانی» از آلمان به تیرانا آمد وی از طرف«حاج محمد» مأموریت داشت با نفرات شبکه صحبت و برای وزارت اطلاعات آخوندی در ایران گزارش تهیه کند. این فرد دو بار برای همین کار به تیرانا آمد. او که برای عادیسازی در آلمان پناهنده شده بود یکماه بعد از برگشت به آلمان، در آوریل ۲۰۲۲ از آلمان به ایران بازگشت. یکی از افراد شبکه بهنام سرفراز رحیمی که بلوچ و همشهری لاسکانی بود میگفت لاسکانی در ارتباط با مسئول اطلاعات استان (سیستان و بلوچستان) بهنام سالاری است.
۱۰-وزارت اطلاعات از طریق مسعود خدابنده و همسرش «آن سینگلتون» با چند خبرنگار همآهنگ کرده بود و آنها به تیرانا آمدند. ما بهصورت جمعی با آنها دیدار و علیه مجاهدین گفتگو کردیم. این ملاقاتها عموماً در «کافه فرانک» و «ساختمان آسیلا» برگزار میشد. یکبار خبرنگاری از بی.بی.سی فارسی به آلبانی آمد و ما با او در رستوران فرسکو دیدار کردیم. او ضدیت عجیبی با مجاهدین داشت و سؤالاتش هم تماماً در راستای ادعاهای رژیم در مورد مناسبات غیردمکراتیک مجاهدین؛ وجود زندانهای مختلف در اشرف و کشتار کردها در کردستان عراق بود. او توضیح میداد ما چه بگوییم و چه نگوییم. بهطوریکه یکی از نفرات به طعنه گفت اینکه هم سؤال و هم جوابها را دارد ما اینجا چکارهایم؟ خبرنگار مصاحبهیی سراسر دروغ با یکی از اعضای شبکه سفارت، بنام«غلامعلی میرزایی» که از اسرای جنگ ایران و عراق بود ضبط کرد و در روزهای ۲۰ و ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۰ (شهریور ۱۳۹۹ ) بهمناسبت سالگرد جنگ ایران و عراق پخش کرد و سایتهای وزارت اطلاعات هم بهصورت گسترده به آن انعکاس دادند. پس از این مصاحبه بود که «غلامعلی میرزایی» با همآهنگی وزارت اطلاعات آخوندی به ایران رفت.
۱۱-یکبار یک خبرنگار فرانسوی (از لوموند) برای مصاحبه معرفی شد تأکید کرده بودند همه باید بیایند و صحبت کنند. ما در یک کافه رستوران در همان محله فرسکو با این خبرنگار دیدار کردیم. سؤالات خبرنگار روی مکانهای تردد و احتمال وجود رهبری مجاهدین و مناسبات درونی و منابع مالی مجاهدین متمرکز بود و هرکس که با آب تاب بیشتری صحبت میکرد توجه بیشتری میکرد و نت بر میداشت. اما این نشریه بعداً مطلبی منتشر نکرد. حسن حیرانی گفت احتمالاً حق و حساب به نشریه پرداخته نشده و کسانی این پول را بالا کشیدهاند؛ آنها هم چاپ نکردند.
۱۲-در فوریه ۲۰۲۰ (بهمن ۱۳۹۹) «خبرنگار نیویورک تایمز آمریکا» را برای مصاحبه آوردند موضوع صحبت با این خبرنگار روی مناسبات داخلی مجاهدین و غیردمکرات بودن آن متمرکز بود و نفرات باید مطالب دیکته شده وزارت اطلاعات رژیم را بهعنوان شاهد و اینکه چه فشارهایی به آنها تحمیل میشده است، بیان میکردند. من هم با این خبرنگار صحبت کردم و در تاریخ ۱۷ فوریه ۲۰۲۰ نیویورک تایمز منتشر شد. این روزنامه بهنقل از من نوشت: «کم کم، شما در هم میشکنید. خود را فراموش میکنید و شخصیتتان تغییر میکند. شما فقط دستورات را اجرا میکنید. دیگر خودتان نیستید. شما صرفاً یک ماشین هستید. . . » هنگامی که آقای جولیانی یا جان بولتون در سالهای اخیر سخنرانیهای عملی کردند، به اعضاء دستور داده شد «خط مشخصی را دنبال کرده و با حسابهای مختلف ۱۰ بار آنرا توئیت کنند. » روزنامه افزود «گروه مذکور اتهامات فوق را قویاً تکذیب میکند و بسیاری از منتقدین، از جمله آقای محمدیان را، جاسوسان ایران مینامد». حقیقت همین است که تمام حرفهای من به نیویورک تایمز دروغ بود من در مدتی که در مجاهدین بودم، چیزی جز محبت و انسانیت و کمک ندیدم. هیچگاه کسی از من نخواست که بهخاطر آقای جولیانی یا بولتون من ۱۰ بار یا ۵ بار توئیت کنم. جملات فوق جملات کلیشهای بود که سفارت ما را موظف به بیان آن کرده بود. سازمان مجاهدین به درستی به نیویورک تایمز گفته بود، ما برای رژیم ایران جاسوسی میکردیم.
در همینجا یک شهادت بدهم. در ۲۸ سالی که با مجاهدین کار میکردم حتی یک مورد ندیدم کسی را بدروغ، بدون اطمینان و یا بدلایل سیاسی متهم به همکاری با رژیم بکنند. متقابلا مأموران رژیم به ما میگفتند وقتی متهم به مزدوری برای وزارت اطلاعات میشوید بگویید مجاهدین مخالفان خود را متهم به مزدوری میکنند. گذشت زمان نشان داد همه کسانی که مجاهدین مزدور خطاب کردهاند درست بوده است. یک نمونه آن خود من و دیگر افراد انجمن آسیلا در آلبانی است.
۱۳-جاسوسی از مجاهدین یکی از وظایف اصلی شبکه مزدوران بود. «سرفراز رحیمی» که در حال حاضر گرداننده «انجمن نجات وابسته به رژیم در تیرانا» است، در حالیکه تحت پوشش مالی مجاهدین بود علیه آنها جاسوسی میکرد. یکروز به کافه «فرانک» رفته بودم، سرفراز را آنجا دیدم و متوجه ارتباط او با شبکه شدم. او مرا قسم داد به کسی نگویم که سرفراز در کافه فرانک بوده است. او بعداً در اوت ۲۰۲۱ (شهریور ۱۴۰۰) به دستور وزارت اطلاعات بهصورت علنی از مجاهدین اعلام جدایی کرد و متون نوشته شده او در سایتهای رنگارنگ وزارت اطلاعات منتشر شد.
من در این دوران شاهد بودم رژیم با ترفندهای مختلف برای افراد دام پهن میکند تا آنها را برای جاسوسی علیه مجاهدین به کار بگیرد. خلیل انصاریان، مهدی سلیمانی، میلاد بهشتی، موسی جابری در زمره افرادی بودند که بهرغم اینکه از مجاهدین کمکهزینه میگرفتند به جاسوسی علیه آنها هم میپرداختند. برخی از این افراد از طرف وزارت اطلاعات مجبور بودند با اکانتهای جعلی علیه سازمان لجنپراکنی کنند. مثلا یکی از اکانتهایی که بهنام «اشرف۳ نیوز» فعال بود و وانمود میکرد از ناراضیان داخل اشرف ۳ میباشد، مربوط به« میلاد بهشتی» بود. خواهر میلاد بهشتی بهنام «نرگس بهشتی» از سالها قبل در خدمت وزارت اطلاعات فعالیت میکرد. او تمایل داشت هر چه زودتر برادرش «میلاد بهشتی» علنی شود تا به ایران برود. ولی وزارت اطلاعات بهخاطر خبرگیری از مجاهدین ماهها از علنی کردن او امتناع میکرد. «میلاد بهشتی» سرانجام در تاریخ ۷ ژوئیه ۲۰۲۲ (۱۸ تیر ۱۴۰۱) اعلام جدایی از مجاهدین کرد. ولی باز هم «حاجی محمد» مدتها با رفتن او به ایران مخالفت میکرد.
۱۴-بعد از بستهشدن سفارت رژیم، افراد سفارت که غافلگیر شده بودند ارتباط خودشان را با حسن حیرانی قطع کردند. حدود سه ماه پولی برای مزدوران نیامده بود. این باعث شده بود شماری از مزدوران تصمیم بگیرند از آلبانی خارج شوند. «حاجی محمد» که در تهران بود از طریق یک مأمور زن وزارت اطلاعات بهنام «ثریا عبداللهی» که در پوش خانواده مجاهدین فعالیت میکند با «حسن حیرانی» ارتباط برقرار میکرد تا اینکه پس از سه ماه «حاجی محمد» ارتباطش را روی سیگنال برقرار و از طریق ترکیه ارسال پول را شروع کرد و فعالیت آنها علیه مجاهدین به روال قبلی برگشت.
۱۵-قبل از تعطیل سفارت، افراد معدودی نظیر محمد تورنگ، منوچهر عبدی و عظیم میش مست و. . . . بعد از دادن تضمینهای امنیتی و جاسوسی مستمر علیه مجاهدین، به ایران فرستاده شدند. اما بعد از بستهشدن سفارت خط فرستادن افراد شبکه مزدوران به ایران متوقف شد. علتش این بود که در غیاب سفارت به هر قیمت میخواستند افراد شبکه را در آلبانی علیه مجاهدین بکار بگیرند. در این مدت حسن حیرانی و داشمیر فقط دو نفر بهنامهای غلامرضا میرزایی و پرویز حیدرزاده را که از قبل توسط سفارت برنامهریزی شده بود، به ایران اعزام کردند.
۱۶-سفارت رژیم ایران در آلبانی و وزارت اطلاعات شماری از شهروندان آلبانیایی را علیه مجاهدین به کار گرفت از جمله:
1. اولسی یازجی: او در رشته ارتباطات در مالزی درس خوانده و یک سایت را اداره میکرد و در کوالالامپور مستقر بود. وی در ارتباط با سفارت رژیم علیه مجاهدین کار میکرد.
2. جرجی تاناسی: او خودش را به ظاهر استاد دانشگاه معرفی میکند و بارها به ایران رفته و با عوامل وزارت اطلاعات و سپاه از جمله ابراهیم خدابنده دیدار و برعلیه مجاهدین برنامهریزی کردند. عکسهای او با پاسداران در رسانههای مختلف رژیم منتشر شده است. تاناسی در خیلی از مواقع بهعنوان رابط سفارت با شبکه مزدوران در تماس بود و در برنامههای آسیلا شرکت میکرد.
3. داشمیر مرصولی: او برای راهاندازی کافه فرانک بکار گرفته شد انجمن آسیلا به اسم او ثبت شد و علناً با عوامل وزارت اطلاعات در ارتباط بود و به ایران نیز رفته بود.
4. اریسا ادریزی: در سال ۲۰۱۷ (سال ۱۳۹۶ شمسی) با سرفراز رحیمی ازدواج کرد و وزارت اطلاعات او را بهعنوان مترجم در «انجمن آسیلا» بکار گرفت و با او، تجمع ساختگی«انجمن زنان آسیلا»را اعلام کرد. ادریزی در سال ۲۰۲۴ (سال ۱۴۰۳ شمسی) همراه با آلدو سولولاری به دوحه قطر سفر کرد و آنجا با ثریا عبدالهی و چند مأمور دیگر اطلاعات که خودشان را از خانوادههای ناراضی مجاهدین معرفی میکنند مصاحبه کردند و مستندی بهنام «مادر عشق جدایی» که تماماً دروغ بود به زبان آلبانی درست کرد و برای بدنام کردن مجاهدین در شهرهای آلبانی نمایش دادند.
5. آلدو سولولاری: او مدتها در همه تجمعات آسیلا شرکت و به اسم تهیه گزارش، پول دریافت میکرد. این فرد بعداً رسماً بهعنوان مسئول امور خبرنگاری آسیلا استخدام شد و یک اتاق کار در محله فرسکو اجاره کرده بود و در ترتیب دادن مصاحبه بامطبوعات محلی برای افراد و دروغپراکنی علیه مجاهدین فعال است.
۱۷-برخی دیگر از مأموریتهای انجمن نجات در آلبانی به شرح زیر بود:
1. چاپ کتاب علیه مجاهدین:
وزارت اطلاعات دستور داده بود همه اعضای شبکه باید علیه مجاهدین به اسم خاطرات یا هر اسم دیگری کتاب بنویسند. با فشار و تهدید قطع کردن پول، من را هم مجبور کردند شروع به نوشتن خاطرات کنم و نقاط ضعف مناسبات مجاهدین را برجسته کنم. . . بعد از حدود یک ماه آنها بسیاری از نوشتههای مرا تغییر داده و کتاب را به یک مترجم آلبانیایی معرفی شده از طرف وزارت اطلاعات دادند و چاپ کتاب هم بهوسیله تاناسی و کانال او انجام شد. من که میدانستم همه حرفها دروغ است تأکید کردم فقط به زبان آلبانیایی چاپ شود و از نوشته فارسی استفاده نشود اما بعداً متوجه شدم که قسمتهایی از فارسی کتاب در سایتهای وزارت اطلاعات منتشر شده است.
2. راهاندازی تلویزیونهای اینترنتی علیه مجاهدین از جمله:
مصاحبه با پارسا سربی (تلویزیون مردم TV) از آمریکا که توسط یک عامل وزارت اطلاعات در فرانسه بهنام محمد کرمی همآهنگ میشد. محمد کرمی با اسم مایکل با شماره تلفن ۳۳۶۶۷۵۷۳۴۶۳ (از فرانسه) با من و برخی از گردانندگان شبکه در تماس بود. از یک هفته قبل موضوع مصاحبه و سؤالات برای نفر ارسال و در این مدت محمد کرمی نفر را توجیه میکرد. من ۳ بار با پارسا سربی مصاحبه داشتم و هر بار مرا توجیه کردند حول موضوعات زیر صحبت کنم:
مجاهدین در داخل پایگاه مردمی ندارند، مجاهدین در عراق کردکشی کردهاند، مجاهدین دموکراتیک نیستند، در داخل مناسبات خود آزادی ندارند، مجاهدین را تشویق کنیم که از مبارزه دست بردارند و. . . .
3. راهاندازی سایت آسیلا
بعد از مدتی که آسیلا کمی جا افتاد قرار شد سایتی بهنام آسیلا دایر و کارهای فوق به اسم خود آسیلا باشد. از من خواستند سناریو بنویسم و برنامه تلویزیونی تولید کنم. اما اینکار بعد از تولید یک برنامه که در مورد ۱۹ فروردین ۱۳۹۱ (منظور ۸ آوریل ۲۰۱۱، حمله به اشرف) بود متوقف شد و کار رادیو و کانال اینترنتی هم به جایی نرسید. اریسا ادریزی و سرفراز رحیمی برنامهیی بهنام «جعبه سیاه» تولید میکردند. حاجی (محمد) مرتباً تأکید میکرد این برنامه باید ادامه پیدا کند.
4. برگزاری همایش مشترک آسیلا و سپس انجمن نجات آلبانی با انجمنهای نجات در استانهای مختلف در داخل ایران:
این همایشها زیر نظر ابراهیم خدابنده برگزار شد. انجمنهای نجات تابع وزارت اطلاعات ایران با تشویق و تهدید، تعدادی از خانوادههای مجاهدین را جمع میکردند و بهصورت ویدئو -کنفرانس به آنها وصل میشدیم و مدعی میشدیم مجاهدین افراد را بهزور نگه داشتهاند. محمد کرمی با من تماس گرفت و قرار شد من در این رابطه مطلب نوشته و مصاحبه کنم که قبول نکردم به همین دلیل مرا تهدید کردند مگر نمیخواهی به ایران بیایی چرا همکاری نمیکنی؟! یکبار که از آلبانی به انجمن نجات لرستان که زادگاه من میباشد، وصل شدیم من را مجری برنامهیی کردند که بعد از آن تا ماهها عذاب وجدان داشتم و تصمیم به جدایی از آنها گرفتم.
5. انجمن آسیلا با رفتن به شهرهای مختلف آلبانی به اسم برگزاری میز کتاب و سمینار در شهرهای دورس، پوگرادس، کرچ و. . . سعی میکرد علیه مجاهدین شیطانسازی کند. وزارت اطلاعات تأکید داشت باید کتابهایی به زبان آلبانی داشته باشید تا بتوانید میز کتاب بگذارید. لذا یک کتاب بهنام مزرعه حیوانات توسط حسن حیرانی و یک کتاب بهنام اسارت تا اسارت به اسم من تنظیم و به آلبانیایی چاپ شد که در میز کتابها بهصورت مجانی به مردم داده میشد. ترجمه و چاپ کتابها برعهده جرجی تاناسی بود و هزینه آن از طرف وزارت اطلاعات تأمین میشد.
6. بعد از بستهشدن سفارت ایران در آلبانی از اوایل ۲۰۲۲، حسن حیرانی بفرمان «حاج محمد» دو آپارتمان در نزدیکی ساختمان آسیلا کرایه کرده بود تا برخی از عوامل رژیم در سایر کشورها را بهصورت مخفیانه به آلبانی بیاورد آنها افرادی بودند که مخفیانه با وزارت اطلاعات رابطه داشتند و فامیل یا آشنایان نزدیکی در اشرف ۳ داشتند. . . هزینه سفر و استقرار این افراد در آلبانی را حسن حیرانی میداد و آنها را توجیه میکرد تا با فامیل و آشنایانشان در اشرف تماس بگیرند. من از حداقل ۵ مورد که به تیرانا آمده بودند مطلع شدم.
۱۸-در ۶ نوامبر ۲۰۲۲، ۶ نفر از افراد آسیلا، حسن حیرانی (رئیس انجمن)، غلامرضا شکری مسئول نیرویی انجمن؛ احسان بیدی؛ حسن شهباز؛ مهدی سلیمانی و علی هاجری توسط اسپاک (ارگان مبارزه با فساد و جرایم سازمانیافته) دستگیر شدند. بعد از دستگیری حسن، من مسئول اداره انجمن شدم و قرار شد با حاج محمد در تماس مستقیم قرار بگیرم. سرفراز یک تلفن برای من خرید که من با آن تلفن با حاج محمد تماس بگیرم. چند روز من با حاج محمد از طریق مسنجر سیگنال با شماره تلفن ۰۰۹۸ ۹۹: ۲۲۳۰۵۷۵۲ در تماس بودم (تماسها فقط چت بود). در همان چند روز حاج محمد گفت از این ببعد من دیگر نیستم و شما تمامعیار به انجمن نجات و رئیس آن ابراهیم خدابنده وصل میشوید. من بعد از چند روز از ادامه این تماس خودداری و تلفن را به سرفراز رحیمی پس دادم.
مزدوران، «انجمن نجات شاخه آلبانی» را راهاندازی کردند. انجمن نجات از مؤسسات پوششی وزارت اطلاعات است که با پوش یک سازمان غیردولتی، مأموریت اصلی آن اذیت و آزار خانوادههای مجاهدین و اقدامات تروریستی و شیطانسازی است.
از این پس ابراهیم خدابنده با ارتباطات تصویری و صوتی، دستورالعملهای وزارت اطلاعات را به نفرات شبکه منتقل میکرد وی در یک پیام صوتی که کلیپ آن ضمیمه است، گفت:
«ما از این طرف و آنطرف زدیم گفتیم آقا هر جور شده آسیلا لنگ نشه باز همین فصل (سه ماه) آقای رحیمی (سرفراز) تأیید میکنی۱۴۰ هزار یورو فرستادیم؟ (در اینجا سرفراز رحیمی با گفتن بله تأیید میکند و ابراهیم خدابنده ادامه میدهد) در صورتیکه ما با یک فصلی که شروع کردیم به پول دادن با ۳۰ هزار یورو شروع کردیم. . خوب شد لیست صورت هزینههایش را هم داده. الآن اینجا گفتند آقا فاکتور میخواهیم. . . من بهشون گفتم آقا تابهحال فاکتور نگرفتیم ولی از این به بعد فاکتور هم میگیرم. . . . . یعنی نمیشه گفتش که نجات بهلحاظ مالی داره کم میذاره. . ». ابراهیم خدابنده همه را توجیه کرد که «شما باید بگویید دلتون میسوزه برای اون افرادی که توی اون تشکیلات (مجاهدین) هستند میگید آقا جون من میتوانم بهتون بگم که اگر خواستید آزادی را انتخاب بکنید اسارت را انتخاب نکنید زیر اسارت نباشید و تحقیر و توهین تحمل نکنی یک جایی هستش که نمونی، یک کمکی هست، خود دانی. . . ».
سخنرانی خانم مریم رجوی در کنفرانس بین المللی بهمناسبت روز جهانی زن
۸ اسفند ۱۴۰۳
حضار محترم!
خواهران عزیزم در شهرها و روستاهای سراسر ایران،
خواهران عزیزم در اشرف۳،
روز جهانی زن، روزی که نشان از خیزش و شورش برای دنیایی نوین و عاری از سرکوب و ستم و بهرهکشی دارد، فرخنده باد!
به زنانی که این روز را بنیاد گذاشتند، ادای احترام میکنیم و به قهرمانان بیشماری درود میفرستیم که تاریخ مقاومت طولانی زن ایرانی، از نامهایشان تابناک است. بهویژه آنهایی که همین امروز در کانونهای شورشی در هر لحظه برای دستگیری، شکنجه و اعدام آماده هستند و حاضر میگویند.